قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲ مردم دشت ورامین | پایگاه خبری ابتکار
چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷

قیام ۱۵ خرداد سال ۴۲ مردم دشت ورامین

انتشار: سه شنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ / ساعت ۲۰:۰۵:۵۵ |
کد خبر: 21433 |
بازدید: 66 views |
بدون دیدگاه


قر۳

قرچک – ابتکارورامین: یکی از حوادث تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران و انقلاب اسلامی قیام پانزده خردادسال ۱۳۴۲ است که به عنوان مبدا نهضت اسلامی از آن یاد می شود.

به گزارش خبرنگار ما – سابقه  هشت هزار ساله تمدنی دشت ورامین، این دیار را به یکی از قدیمی ترین و با سابقه نترین مناطق استان تهران و کشور تبدیل کرده اسست  و در طول تاریخ، حوادث و رویداذهایی برای همیشه در اذهان و یادها باقی گذاشته است که مردم به آن افتخار کرده و از آن اتفاق ها به عنوان شناسنامه خود به حساب می آورند.

۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ نقطه آغازین حرکت ملت ایران برای تحقق انقلاب شکوهمند اسلامی ایران محسوب می شود و در این میان ، مردم دشت ورامین به عنوان پیشگامان قیان ۱۵ خرداد سال ۴۲ جایگاه ویژه  و مهمی در به ثمر نشستن انقلاب اسلامی دارند، به طوری که امام راحل بیان فرمودند  که آقایان و جوانان معظم وراین به ما حق ویژه ای دارند، آن ها در ۱۵ خرداد زحمت کشیدند و جوانان خودشان را از دست دادند.

مقام معظم رهبری نیز درباره نقش مردم این خطه در قیام تاریخی ۱۵ خرداد سال ۴۲ و در جمع وارثان قیام ۱۵ خرداد بیان فرمودند: در ۱۵ خرداد سال ۴۲ مردم ورامین نشان دادند که در راه حقیقت و دفاع از حق و اسلام ایستاده اند، حتی به قیمت جانشان.

بعد از سخنرانی امام خمینی در ۱۳ خرداد، ماموران رژیم در نیمه شب پانزده خرداد با هجوم به منزل، ایشان را دستگیر کردند.

با انتشار خبر دستگیری امام، در تعدادی از شهرهای ایران از جمله تهران، قم، شیراز، ورامین و…تظاهرات گسترده ای به حمایت از امام و مخالفت با اعمال رژیم پهلوی صورت گرفت.

ورامین نیز یکی از آن شهرهایی بود که از تظاهرات روز ۱۵ خرداد آن به عنوان واقعه ای مهم در تاریخ انقلاب اسلامی یاد می شود.

تظاهرات مردم منطقه ی پیشوای ورامین در روز ۱۲ محرم – ۱۵ خرداد  انجام گرفت. شرح ماجرا بدین صورت بود که در آن روز در پیشوای ورامین، عزاداران امام حسین و شهدای کربلا، واقعه ی آمدن طایفه ی بنی اسد را برای دفن شهدای کربلا به نمایش گذاشته بودند.

این نمایش تاثیر زیادی در راهپیمایی تاریخی مردم پیشوا به سوی تهران داشت و تعداد زیادی از افرادی که در این تظاهرات شرکت کردن از حاضران در این نمایش مذهبی بودند.

در روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ مردم پیشوا، سناردک، کهنک، محمدآباد عرب و بسیاری از مردم که به قصد زیارت آمده بودند، در مراسم بنی اسد شرکت کرده بودند  و در صحن امام زاده جعفر حضور داشتند. مردم مشغول عزاداری بودند  که فردی از تهران می آید و فریاد می زند  که اگر شما در کربلا می بودید، از امام حسین حمایت می کردید؟ امروز مرجع عالی قدر ما را گرفته اند و به زندان انداخته اند که از سلاله ی حسین (ع) است. آیا می خواهید دست روی دست بگذارید؟ در دست نوشته های سعید وزیری این فرد حاج حسن مقدس معرفی شده است.

باخوانی شاهدان عینی روز ۱۵ خرداد پل باقذآبائ

حسن اردستانی از افراد شرکت کننده در تظاهرات روز ۱۵ خرداد در این زمینه چنین گفته است: روزی در مغازه نشسته بودم که آقای حاج عباس رحیمی از قم خبر جدیدی آورد و به من گفت که چرا مغازه ات باز است؟ بلند شو امام را دستگیر کرده اند. من فوراً مغازه را بستم و به همراه وی به حسینیه ی مرحوم غلامعلی علیخانی رفتم. در حسینیه ی مزبور، آقای محمدتقی علایی مشغول روضه-خوانی بود که بعد از دریافت خبر دستگیری امام، نوحه را عوض کرد و شروع به تحریک مردم به رفتن به صحن امام زاده جعفر نمود. آمدیم به صحن امام زاده جعفر و در آنجا حاج حسن مقدس رفت و بلندگو را از دست مداح گرفت و خبر دستگیری حضرت امام را با گریه و زاری به مردم ابلاغ کرد.

اردستانی به مردم گفت که  ما همه می خواهیم برای گرفتن رادیو و تلویزیون و آزادی امام، به سمت تهران حرکت کنیم. همه در ساعت یک ظهر در صحن آماده باشند و آن هایی که دوست دارند کفن بپوشند، کفن بر تن کنند و به صحن بیایند.

مردم ساعت یک ظهر در صحن امام زاده جعفر آماده شدند. جمعیت حاضر در صحن، حدود پنج هزار نفر بودند و کفن پوشان حدود هزار نفر بودند. مردم از بازار بیرون رفتند و مغازه هایی که باز بودند، مورد حمله قرار دادند   نزدیک گاراژ پیشوا دست به دست هم دادند و به صورت زنجیروار در مقابل زنان ایستادند و مانع حرکت آن ها شدند تا آنان به خانه هایشان برگردند و با جمعیت نیایند.

اما زنان در پل حاجی مجدداً به  مردان رسیدند در اینجا دوباره مردان، مانع حرکت آن ها شدند بعد از اینکه، جمعیت از شهر خارج شدند شیخ ابوالقاسم محی الدین بالای دیوار رفت و گفت:  مردم، ما که می رویم هیچ انتظار برگشتن نداریم. ممکن است شهید، زخمی و دستگیر شویم. هر کس که برای خدا حرکت کرده، این چیزها را باید قبول کند و هر کسی که می ترسد برگردد.

شیخ محی الدین و شیخ فتح الله صانعی در جلو جمعیت حرکت کردند و مردم نیز به دنبال آنها به راه افتادند. از روستاهای اطراف پیشوا، عده ای نیز به جمعیت افزوده شدند. مردم داس،‌ چوب، شمشیر و حتی اسلحه ی کمری در دست داشتند. بعد از اینکه مردم پیشوا به ورامین رسیدند مردم ورامین به استقبال آنها آمدند، و در آنجا هر دو جمعیت به همدیگر پیوستند و به سمت داخل شهر ورامین حرکت کردند.

در ورامین نیز سیدرضا نیّری از اعضای هیئت‌های مؤتلفه، از تهران از طرف برادران عسگراولادی مأمور می‌شود که خبر دستگیری امام را به مردم ورامین برساند. او در خاطرات خود می‌گوید: به من گفتند به دلیل اینکه دو سال در ورامین بوده‌ای و آن‌جا سابقه خوبی داری، باید سریع بروی و به مردم عزادار اطلاع‌ دهی که امام دستگیر شده است.

در ورامین مردم مشغول عزاداری بودند و آقایی به نام مقدسی میاندار هیئت بود، من بلافاصله به میان جمعیت رفتم و خبر دستگیری حضرت امام را به آنها دادم. با صدای بلند گفتم:  مردم! حاج آقا روح الله را دستگیر کردند، حالا شما آمدید این جا و به سرو سینه  خود می زنید؟

موقعی که خبر دستگیری امام خمینی در روز ۱۲ محرم به مردم ورامین رسید، مردم مغازه ها را تعطیل کردند. ساواک ورامین بعد از تعطیلی مغازه ها به جنب و جوش افتاد. آن روز مأمورین شهربانی ورامین مرّتب به فرد اهالی تذکر می‌دادند که مغازه‌ها را باز کنید، در غیر این‌صورت برایتان گران تمام می‌شود.

به همین سبب ماموران ساواک با تعدادی از مغازه دارها درگیر شد که در نتیجه این درگیری دو نفر از آنها دستگیر شد و به شهربانی انتقال داده شدند. بعد از این قضیه چند نفر از اعضای هیئتی که به  گروه دعای سماتی ها معروف بودند، به همراه عده ای از مردم ورامین به سوی شهربانی حرکت کردند و جلو شهربانی ورامین جمع شدند. آنها با ذکر صلوات بر محمد(ص)، شعار می دادند و تقاضای خلاصی آن دو نفر دستگیر شده را می کردند.

شهربانی ورامین سپس دو نفر از آنها را به عنوان نماینده از بین جمعیت خواست و به داخل شهربانی برد. پس از مذاکره با آن  ها و کسب تکلیف از مرکز، از آنان تعهد گرفت و هر چهار نفر را مرخص کرد. جمعیت، آن دو نفر دستگیر شده را از جلو شهربانی تا مسجد خاتم الانبیاء(ص) با ذکر صلوات آوردند. سپس به مسجد رفتند و نماز ظهر را در آنجا خواندند. در مسجد تصمیم گرفته شد ابتدا شخصی به نام امیر اکبری به قم اعزام بشود تا خبر صحیح را در مورد امام خمینی کسب کند. ساعتی بعد آقای امیر اکبری با سروکله ای خونین برمی گردد. او توسط ماموران دولتی، در سه راه ورامین شهرری مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود. آقای اکبری خبر آورده بود که امام خمینی را در شب ۱۵ خرداد دستگیر و از قم به تهران منتقل کرده اند.

پس از اینکه خبر مزبور در ساعت ۲ بعدازظهر به ورامین رسید، مردم این شهر تصمیم گرفتند در همان ساعت برای آزادی امام به سمت تهران حرکت کنند. در همین موقع خبر رسید که عده ای از مردم پیشوا، به صورت کفن پوش به سوی ورامین در حرکت هستند. در نتیجه افرادی که در ورامین اجتماع کرده بودند و می خواستند به تهران بروند، برای استقبال مردم پیشوا و روستاهای اطراف آن به سمت جاده ی قلعه سین( چوب بری فعلی) رفتند و در آنجا هر دو گروه به هم پیوستند. سپس تظاهرکنندگان و کفن پوشان ورامین و پیشوا، متحداً در حالی که شعارهای تندی علیه رژیم پهلوی می دادند، به طرف مرکز شهر ورامین حرکت کردند و تا جلو شهربانی ورامین، دوری در آن شهر زدند و به سوی جاده تهران به حرکت درآمدند.

یکی از شاهدان آن روز در خاطرات خود چنین می گوید: خبر آوردند پیشوایی ها در صحن امام زاده جعفر اجتماع کرده اند و اگر صبر کنید به شما ملحق می شوند. مردم که این را شنیدند دل و جرأت پیدا کردند.

در طول مسیر، از روستاهای اطراف ورامین، بخصوص قشلاق و عمرآباد، عده ای با شنیدن خبر به جمعیت تظاهرات کننده پیوستند.

حوادث پل باقرآباد قرچک

تظاهرا کنندگانی که از پیشوا به راه افتاده بودند به ورامین رسیدند. در ورامین نیز عده ای از اهالی آن شهر و روستاهای اطراف به آن ها افزوده شدند و بدون کوچکترین درگیری و مخالفتی از طرف نیروهای انتظامی مستقر در شهر ورامین از شهر مزبور خارج شدند. حتی گروهان ژاندارمری که در کنار کارخانه قند ورامین مستقر بود، هیچ عکس العملی نسبت به تظاهرکنندگان نشان نداد.

حسن اردستانی در ادامه می گوید: آن هایی که از تهران می آمدند به مردم می گفتند که در پل باقرآباد، در ژاندارمری واقع در کنار پل، نیروهای انتظامی آماده قتل و عام هستند، از راه برگردید، ولی گوشمان بدهکار این حرف ها نبود.

راهپیمایان حدود ۵ بعدازظهر به نزدیک باقرآباد رسیدند و از دور متوجه شدند که نیروهای نظامی جاده را بسته اند. در آن موقع دیدند حرف های افرادی که از تهران می آمدند و به آن ها هشدار می دادند، صحت دارد؛ ولی باز هم فکر نمی کردند کار به کشتار عمومی بکشد، لذا علی رغم هشدار نیروهای نظامی از طریق بلندگو، کماکان به سمت پل باقرآباد حرکت کردند. در این موقع بود که فرمانده نیروهای نظامی که فردی به نام سرهنگ بهزادی بود، دستور تیراندازی را داد.

آقای محمدمعصومشاهی در مورد چگونگی قتل عام مردم چنین می گوید:  نزدیک پل باقر آباد، حدود کارخانه ی سبزی خشک کنی رسیدیم، ‌مشاهده کردیم که  وسط جاده را نظامیان سد کرده اند. در همین موقع یکی از نیروهای نظامی از طریق بلندگو به جمعیت اخطار داد که برگردید و الا همه کشته می شوید، ولی جمعیت بدون توجه به اخطار به طرف نظامیان یورش بردند. پس از یکی دو اخطار، دستور آتش صادر شد.علاوه بر آن، نیروهایی که در خیابان مستقر شده بودند، شروع به تیراندازی نمودند و جمعیت زیادی را نقش بر زمین کردند. مردم با شنیدن صدای تیراندازی پراکنده شدند و به داخل گندمزارهای اطراف جاده فرار کردند، ولی در آن موقع یک نفر به بالای تلی از خاک رفت و گفت: مردم برگردید، گلوله ها پنبه ای است. مجددا جمعیت به سوی نیروهای نظامی بازگشتند، اما این مرتبه به قدری تیراندازی شدید بود که کسی در امان نبود.

آقای حسن اردستانی جعفری نیز حادثه پل باقرآباد را چنین بیان می کند:  سرهنگ بهزادی جلو آمد و گفت: رئیس شما کیست؟ همه ی جمعیت گفتند: ما رئیس نداریم. آقای سید مرتضی طباطبائی گفت: حالا من رئیس، چه می گویی؟ او گفت همه برگردید والا همه شماها را به رگبار می بندم، طباطبائی گفت: اگر ما می خواستیم برگردیم، از خانه هایمان بیرون نمی آمدیم. ما برای آزادی آقای خمینی به راه افتادیم، ما از گلوله و کشتن نمی ترسیم بعد سرهنگ بهزادی دستور آتش صادر کرد که در نتیجه همان اول آقای سیدمرتضی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و شهید شد؛ البته او می خواست با کلت کمری خود سرهنگ بهزادی را بزند که به وی فرصت چنین کاری را ندادند. عزت الله رجبی هم می خواست با قمه او را بزند که موفق به انجام آن نشد و به شهادت رسید.

در آن زمان سپاهیان دانش در بین تظاهرکنندگان بودند و اطلاعات رزمی داشتند. آن ها با دیدن صحنه ی تیراندازی در بین مردم، فریاد زدند: داخل گندمزار فرار کنید و به صورت سینه خیز راه بروید. مردم به گندمزارها فرار کردند و از طریق مزارع کشاورزی و گندمزارها متواری شدند.

سیدرضا نیری که خبر دستگیری امام را از تهران به ورامین برده بود در مورد این حادثه می گوید:  کفن پوشانی از ورامین و روستاهای اطراف آن به تظاهرات پرداختند. نزدیک پل باقرآباد مردم را به رگبار بستند و جمع زیادی را به شهادت رساندند. عده ای هم مفقود شدند.

سه روز پس از قیام پانزده خرداد ساواک گزارش داد که  عده زیادی کفن پوش از ورامین و یا پیشوا به طرف تهران آمده بودند و مامورین انتظامی جلوی آنها را گرفت و بر اثر مقاومت مجبور به تیراندازی شده و در میان راه عده ای از آنها را تیرباران نموده اند.

تعداد تظاهرکنندگان

شاهدان عینی و نقل قول کنندگان  تعداد راهپیمایان را متفاوت ذکر کرده اند. آقای حسن اردستانی جعفری و آقای محمد معصومشاهی، تعداد آنان را حدود ۱۰ و ۱۵ هزار  نفر ذکر کرده-اند. همچنین آقای حسن اردستانی جعفری تعداد کفن پوشان را هزار نفر تخمین زده است. آقای حسن تاجیک که خود از افراد حاضر در تظاهرات ۱۵ خرداد ورامین بود، تعداد راه پیمایان منطقه ی ورامین،  در آن روز را حدود پنج هزار نفر ذکر می کند. در گزارش ساواک نیز تعداد راه پیمایان ورامین، چهار هزار نفر ذکر شده است. متن گزارش ساواک بدین قرار است:  تعقیب گزارش قبلی، چهار هزار نفر کفن پوش که از ورامین و همچنین از کن به طرف تهران عزیمت نموده بودند، بر اثر برخورد با نیروی ژاندارم و تیراندازی به طرف آن ها متواری شدند و موفق به اجتماع مجدد نگردیدند.

آقای علی اکبری که از افراد شرکت کننده در تظاهرات این روز تاریخی بود و از شهر ورامین با جمعیت همراه شده است نیز تعدد افراد شرکت کننده را پنج الی شش هزار نفر می داند.

گروه های شرکت کننده در تظاهرات

در شهرستان ورامین بعد از کودتای ۲۸ مرداد و سرکوب احزاب مخالفی چون حزب توده، دیگر احزاب غیردولتی و مخالف حکومت فرصت حضور و فعالیت پیدا نکردند و تنها حزب زحمتکشان ملت ایران و جبهه ملی اعضای اندکی در این منطقه داشتند که آنها نیز در اوضاع سیاسی ورامین تاثیرگذار نبودند؛ بنابراین حرکت ۱۵ خرداد یک جنبش مردمی بود و از تمام اقشار در آن تظاهرات شرکت داشتند. کشاورزان، بازاریان، فرهنگیان، کارگران و روحانیون در روز ۱۵ خرداد دست به دست هم دادند و حادثه ی مهمی را در تاریخ انقلاب اسلامی رقم زدند.

اکثریت جمعیت شرکت کننده در تظاهرات، کشاورزان و کارگران بودند. از روحانیون افرادی چون شیخ ابوالقاسم محی الدین، شیخ فتح الله صانعی، سید آقااحمدی، شیخ احمد جنیدی، شیخ عباس قمی، سیدمحمد هاشمی، شیخ اسماعیل مهاجری و آقای رضوانی در راهپیمایی ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ورامین شرکت داشتند، ولی با وجود این از روحانیون صاحب نام و معروف ورامین کسی در آن راهپیمایی حضور نداشت. مساله دیگر حضور عده زیادی از دروگران در بین راه پیمایان بود که در فصول تابستان از مناطق خشک کشور، از جمله آذربایجان، زنجان، همدان و لرستان برای درو کردن گندم زارها به ورامین می آمدند. آنان با شنیدن خبر دستگیری امام به راه پیمایان پیوستند. و شعارهایی به زبان ترکی آذری علیه حکومت پهلوی سر  می دادند.

شعارهای تظاهرکنندگان

از جمله شعارهای تظاهرکنندگان سرمی دادند عبارت بودند از  از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی،  خمینی، خمینی، شاه به قربان تو، ولیعهد بی پدر، خاک کف پای تو

تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست،  یا مرگ یا خمینی  به قدرت خمینی شاه فراری شده «خمینی خمینی تو فرزند حسینی» از دیگر شعارهایی بود که تظاهرکنندگان در مسیر حرکت به تهران سرمی دادند.

حوادث بعد از واقعه ی پل باقرآباد

آنگونه که شاهدان آن واقع ی تاریخی اذعان می دارند، بعد از قتل عام آن روز، دیگر تظاهراتی صورت نگرفت و شرکت کنندگان در راهپیمایی، شبانه به خانه هایشان بازگشتند. عده ای هم که در میدان اصلی شهر ورامین به سبب نگرانی از وضعیت بستگانشان که تا آن وقت به خانه برنگشته بودند، جمع شده بودند، توسط نیروهای نظامی پراکنده شدند. محمد معصومشاهی که از نزدیک شاهد اوضاع شهر بود، در مورد وضعیت ورامین بعد از قیام ۱۵ خرداد چنین می گوید:  بعد از آن حادثه، عده ای از بزرگان و رجال ورامین که وابسته به دستگاه حکومتی بودند، در میدان امام خمینی ورامین(شاه سابق) در کنار رئیس شهربانی و عناصر ساواک جمع شده بودند. سرهنگ بهزادی به سوی گروهی از مردم که در میدان مزبور جمع شده بودند و نگران خویشاوندان خود بودند که تا آن موقع نزد خانواده هایشان بازنگشته بودند، تیراندازی کرد و به رئیس شهربانی ورامین فحاشی کرد که چرا گذاشته است تظاهرکنندگان از شهر خارج شوند؟ بعد از آن، نیروهای نظامی جمعیت را پراکنده کردند. آن شب هر قدر تقلا کردیم که از وضعیت زخمی ها و شهدا اطلاع یابیم و شاید بتوانیم آن ها را به ورامین منتقل کنیم، به علت برقراری حکومت نظامی موفق نشدیم.

شهدای قیام ۱۵ خرداد در ورامین

نقل قول ها در این زمیه متفاوت است. آقای شیخ فتح الله تاجیک اسماعیلی درباره ی این موضوع چنین اظهار داشته است:  در غائله ی پل باقرآباد، شش نفر شهید شدند که عبارت بودند از: عزت الله رجبی، ابوالحسنی، معصومشاهی، محمدی، طباطبایی و مهابادی

حسن تاجیک در مورد شهدای آن روز چنین می گوید:  حدود ۱۰ نفر در واقعه ی ۱۵ خرداد، شهید و بقیه زخمی شدند. چند نفر از آنها اهل ورامین و اطراف این شهر بودند و سه چهار نفری هم از آذربایجان بودند که برای درو و کارگری به این منطقه آمده بودند

آقای شاه محمد شیرکوند در مورد تعداد شهدا چنین می گوید:  تعداد شهدای آن روز را من نمی توانم تخمین بزنم، چون موقع غروب بود و به آن صورت دید نبود، ولی من از روی جسد سه چهار نفر رد شدم. یکی از آنها مرحوم محمدی بود که زخمی شده بود

آقای یوسف علی شیرکوند نیز در این زمینه چنین گفته است:  تعداد شهدا را نمیدانم، چون ما در جلوی جمعیت نبودیم. فقط من دو نفر را دیدم که تیرخورده بودند، یکی لنگان لنگان خودش را به داخل گندمزار کشید و دیگری در روی زمین افتاده بود .

هم چنین محمدحسین شیرکوند که در راهپیمایی روز ۱۵ خرداد از ورامین تا پل باقرآباد شرکت داشت در خصوص تعداد شهدا چنین گفته است:  تعداد شهدا حدود ۷ الی ۱۲ نفر بود که از بین آنها شهید محمد معصومشاهی و شهید حسن خانی را می شناسم

سید محمد طباطبائی تعداد شهدا و زخمی ها را کلا حدود هیجده نفر می داند.

علی اکبری نیز تعداد کشته ها را هفت یا هشت نفر می داند.

سید محمود محتشمی پور نیز در خاطراتش اشاره می کند که بر اثر تیراندازی ماموران به مردم ورامین  چند نفر از جمله یکی از مشتری های ما به نام  معصوم شاهی شهید شدند

فهرستی که بنیاد شهید ورامین ارائه داده ۷ نفر است.

در سندی اسم دو زن نیز در بین شهدا ذکر شده است؛ این دو زن در ساعت پنج بعدازظهر روز ۱۵ خرداد، بر اثر اصابت گلوله در مسیر ورامین به تهران شهید شده اند.

گفته می شود که این تعداد رقم واقعی کلیه شهدای آن قیام نیست زیرا اسامی افراد دیگری در بین شهدا ذکر شده و همچنین دروگرهای آذربایجانی و زنجانی و حتی مردم مناطق دیگر از جمله لرستان نیز بودند که کسی از اسامی و مشخصات آنها خبر ندارد؛ به طوریکه جنازه های آنها نیز توسط ساواک مخفیانه در مسگرآباد دفن شده است.

مجروحین قیام ۱۵ خرداد ورامین

آقای حسن تاجیک در خصوص تعداد مجروحین روز ۱۵ خرداد اظهار داشته است که حدود ۴۷ و ۴۸ نفر شهید و جروح شدند.

با توجه به اینکه وی تعداد شهدا را ده نفر ذکر کرده است، می توان تعداد زخمی ها را حدود ۳۷ و ۳۸ نفر تخمین زد.

ذکر نام مجروحین واقعه ی ۱۵ خرداد ورامین به طور دقیق و کامل امکان پذیر نیست، زیرا عده ای از زخمی شدگان به خاطر ترس از ساواک موضوع جراحت خودشان را بروز نداده اند در فهرست تنظیم شده توسط ساواک در مورد عوامل و محرکین قیام ۱۵ خرداد ورامین، اسامی مجروحین۹ نفر ذکر شده است.

سیدمحمد طباطبایی و علی محمد کاشانی علاوه بر ۹ نفر سند فوق اسامی ۶ نفر دیگر را نام برده اند.

عوامل اصلی قیام ۱۵ خرداد پیشوا

فرماندار نظامی تهران و حومه در گزارشی که به شاه در مورد قیام ۱۵ خرداد می دهد، طیب حاج رضایی را عامل اصلی حرکت تاریخی مردم ورامین معرفی می کند و بیان می دارد که اعزام تعدادی از اهالی ورامین به تهران نیز طبق توصیه ی وی و عوامل نامبرده صورت گرفته است. در بخشی از گزارش فوق در این زمینه چنین آمده است: ولی دلایل و گزارشات موجود حاکیست که عامل اصلی شخص طیب حاج رضایی بوده و اعزام تعدادی از اهالی ورامین به تهران نیز طبق توصیه و اقدامات منسوبین وی در آنچا صورت گرفته است.

احتمالا حاج حسن مقدس که در روز واقعه حامل خبر دستگیری حضرت امام خمینی از تهران به پیشوا بود و در صحن امام زاده جعفر نیز از طریق بلندگو مردم را به راهپیمایی و حرکت به سوی تهران تحریک کرد، با طیب حاج رضایی در ارتباط بوده است.

در دست نوشته های سعید وزیری حاج حسن مقدس به عنوان کسی که با آوردن خبر دستگیری امام خمینی، مردم را تحریک به حمایت از ایشان می کند نام برده شده است.

همانطور که قبلا گفته شد حسن اردستانی جعفری حامل پیام دستگیری حضرت امام را حاج عباس رحیمی می داند و معتقد است که محمدتقی علایی که در حسینیه  مشغول روضه خوانی بوده است بعد از شنیدن خبر دستگیری امام، مردم را تحریک به رفتن به صحن امام-زاده جعفر نموده  سپس در آنجا حاج حسن مقدس بلندگو را از دست مداح گرفته و خبر دستگیری حضرت امام را با گریه و زاری به مردم ابلاغ می کند.

اردستانی و وزیری در کنار افراد ذکر شده به فرد دیگری اشاره می کنند و آن شیخ ابوالقاسم محی الدین از روحانیون پیشوا بوده است که در پل حاجی پیشوا به بالای دیوار گلی باغی می رود و مردم را به راهپیمایی تشویق می کند.

در نهایت در سندی از ساواک حاج حسن مقدس، به عنوان محرک اصلی حادثه روز ۱۵ خرداد پیشوا معرفی شده است که به همراه ۱۲ نفر دیگر در جریانات ۱۵ خرداد منطقه فعالیت داشته اند.

عوامل اصلی و محرکان قیام ۱۵ خرداد ورامین

یکی از محرکان و عوامل اصلی حرکت مردم شهر ورامین در آن روز، آقای محمد معصومشاهی بود. وی سررشته ی شروع حرکت مردم شهر ورامین را به هیئت مذهبی که به گروه سماتی ها معروف بودند ارتباط می دهد.

این هیئت مذهبی جمعه ها به نوبت در منزل اعضای هیئت تشکیل می-شد، و در آن روز دعای سمات قرائت می گردید. بعد از اتمام دعای سمات، اعضای هیئت درباره ی مسائل سیاسی روز صحبت، و در آن-باره تصمیم گیری می نمودند. افرادی چون سیدمصطفی میرحسینی، حسن معصومشاهی، امیر معصومشاهی، محمد معصومشاهی، محمد خلیلی، خلیل فرجی و یدالله اسکندری عضو آن هیئت بودند.

ساواک ورامین بعد از قیام ۱۵ خرداد در ضمن گزارشی اسامی ۴۰ نفر را به عنوان عوامل تحریک مردم و اهانت به مقام سلطنت نام برد.

سند دیگری از ساواک شخصی به نام علی پلنگ دره ای و پسرش موسی  را عامل تحریک مردم در حرکت از ورامین به سمت پل باقرآباد و درگیری با نیروهای دولتی معرفی می کند. که شاهزاده ناصرالدین میرزا، مالک جمال آباد و سعد آباد ورامین، نیز آنان را تقویت می کرده است.

در نهایت قرار می شود که هیأتی از طرف دادرسی ارتش به ریاست سرهنگ شاه حیدری برای رسیدگی و تحقیق در مورد متهمین ۱۵ خرداد ورامین وارد عمل شوند.

بازتاب قیام ۱۵ خردا ورامین

علی شریعتمداری که در ۱۵ خرداد ۴۲ ساکن اصفهان بوده است در مورد قیام ۱۵ خرداد ۴۲ ورامین می گوید: …ما آن طور که باید از حوادث قیام با اطلاع نبودیم. زیرا آن زمان اخبار چندان به سرعت منتشر نمی شد. اما می دانستیم که در برخی شهرها از جمله تهران چه وقایعی رخ داده است و به خصوص همه جا صحبت از مردم ورامین بود که در راه تهران بسیاری از آنان کشته شده اند.

حسین شریعتمدار نیز در این باره می گوید: آن روز همه در عزا بودند و گریه می کردند. صحبت از شهادت عده ی زیادی بود که در باقرآباد ورامین کفن پوش به اعتراض برخاسته بودند.

جواد مقصودی نیز معتقد است که …راهپیمایی در ورامین خیلی تظاهرات مهمی بود؛ دسته ای عظیم از ورامین به سوی تهران حرکت می کنند که آنها را به آتش می کشند و از بین می برند.

پیامدهای قیام ۱۵ خرداد ورامین

بعد از قیام ۱۵ خرداد ورامین، جو خفقان بر منطقه حاکم شد و علاوه بر اینکه دیگر کسی جرئت فعالیت سیاسی نداشت یک نوع یاس و ناامیدی نیز در میان مردم به وجود آمده بود.

البته به همان اندازه که در مردم ایجاد ترس  شده بود به همان اندازه مأموران رژیم از اجتماع مجدد مردم منطقه واهمه داشتند به طوریکه  از بیم ححمله مردم، همه نیروها را در درون شهربانی و ژاندارمری گرد آورده و به حال آماده باش نگاه داشته بودند و حتی برخی از پاسگاه های حومه را تخلیه کرده، همه نیروها را در مرکز گروهان ورامین گرد آوردد.

البته کشتار روز ۱۵ خرداد تاثیر عمیقی بر مردم این منطقه گذاشت به طوریکه به صورت مخالفین سرسخت شاه درآمدند و در مبارزات سال های ۵۶ و ۵۷، بر ضدر رژیم پهلوی بسیار فعال بودند.

اما این حادثه به لحاظ اهمیت آن در تاریخ انقلاب اسلامی در حافظه ی تاریخی مردم منطقه ثبت شده است.

پانزده خرداد مبدا تاریخ انقلاب اسلامی

قیام پانزده خرداد ویژگی ها و پیامدهای فراوانی داشت و به علت اهمیت آن، این حرکت مبدأ نهضت اسلامی نام گذاری شده است.

اما شاه در نطقی رادیویی برای تحریف این حرکت چنین گفت:  ارتجاع سیاه لوله آب را منفجر کرد، ارتجاع سیاه برق تهران را خاموش کرد، ارتجاع سیاه کیوسک های تلفن عمومی را از کار انداخت. چون به نظر او اینها مظاهر تمدن هستند و باید از بین بروند. ارتجاع سیاه با اینها مخالف است و می خواهد به پنجاه سال پیش برگردد…!باید به شما بگویم که متاسفانه کسانی که بساط ۱۵ خرداد را به راه انداختند در میان کسانی که زخمی و یا دستگیر شده اند خیلی از آنها می گفتند که ما چه کار کنیم به ما ۲۵ ریال پول داده بودند و می گفتند که در کوچه ها بدوید و بگویید زنده باد فلانی(منظور زنده باد خمینی است. باید بگویم کسانی که بساط ۱۵ خرداد را به راه انداخته و باعث ریخته شدن خون ها شده اند به زودی به سزای اعمال خودشان خواهند رسید

امام خمینی نیز حدود یک سال بعد در فروردین ۴۳ طی سخنرانی در جمع علما، روحانیون، بازاریان، دانشجویان و اقشار مختلف مردم، به تحلیل قیام ۱۵ خرداد پرداختند ایشان در صحبت های خود کشتار ۱۵ خرداد را علامت تمدن مورد نظر حکومت دانستند، به تبلیغات سوء علیه روحانیت تاختند، اسلام را موافق آزادی واقعی معرفی کردند و کشتار ۱۵ خرداد را لکه ی ننگی برای حکومت دانستند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی طی سخنرانی در تاریخ ۱۵خرداد ۱۳۶۰،  پیروزی ۲۲ بهمن ۵۷ را دستاورد نهضت ۱۵ خرداد ۴۲ دانستند.

سخن آخر

مردم دشت ورامین  شامل شهرستان های ورامین، پیشوا، قرچک و پاکدشت بودند و. حرکت ۱۵ خرداد، حرکتی بوده که بر اساس باورهای دینی و پیروی ازمرجعیت و روحانیت شکل گرفت و ریشه اصلی آن به قرن ا قبل باز ی گردد و و ریشه در کربلا و عاشورا و فرزندان حضرت فاطمه(س) حضرت امام حسین(ع) دارد.

در ۱۵ خرداد نقاط مختلفی از کشور شاهد حماسه و شهادت بود اما در این میان، مردم ورامین در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است که باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>